تمام نوشته های این وبلاگ مال خودمه و من هیچ ادعایی درباره شعر ندارم نوشته هام هم شعر نمیدونم اینا فقط خط خطی های خیالمه...
تا ابد اینست تقدیر من و فردای من
باز هم تکرار خوبیهای تو ...هی وای من
با تو گفتم عاشقم شش دانگ قلبم مال تو
عاشقانه خواستی شش دانگ از ویلای من
واقعا تحسین برانگیز است عاشق بودنت
عاشق ماشین و خانه البته منهای من
مادر بیچاره ام از بس محبت میکنی
عاقبت دیوانه شد از دست تو لیلای من
حیف آن پولی که دادم پای الات بزک
باز هم شکل دراکولا شدی زیبای من
بی اراده یک شبی در خواب این را گفتم و
روی کاناپه ست دیگر از همان شب جای من
عقد نامه...آه از آن دفترچه ی شوم و سیاه
کاش هرگز حک نمیشد پای آن امضای من...
برچسب:
نویسنده: س
بودم اسیر تو اگر / آزاده بودم
جز رفتنت هر چیز را آماده بودم
من اشتباهی عشق دیدم در نگاهت
تقصیر چشمت نیست /آری ساده بودم
گفتی کنارم تا تمام جاده هستی
دیدی فقط من مرد راه و جاده بودم؟
هرگز نفهمیدم چرا رفتی نماندی
از چشمهایت بی خبر افتاده بودم...
برچسب:
نویسنده: س
بعد از تو هرگز کار با دنیا ندارم
دیگر خیال آبی دریا ندارم
لب های تو گاهی به خنده باز میشد
حالا همین لبخند را حتی ندارم
جمع اند اینجا اشک و غم / قلبی شکسته
چیزی به جز تاریکی شب ها ندارم
وقتی ندیدی چشم های خیس اشکم
یعنی که دیگر در نگاهت جا ندارم
دیروز دیدم عکس او را در اتاقت
برچسب:
نویسنده: س